khabargozarisaba.ir
دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ - 2018 December 10
کد خبر: ۴۲۱۵۶
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۹

یکی داستان زد برو پیلتن

که هرکس که سر برکشد ز انجمن

خرد باید و گوهر نامدار

هنر یار و فرهنگش آموزگار

چو این گوهران را بجا آورد

دلاور شود پر و پا آورد

بسیاری معتقدند با آغاز حكومت پهلوی ـ بخصوص پهلوی دوم ـ در ایران، شاكله اصیل و ناب معماری ایرانی و منظر مناسب شهری از بین رفت. تلاشی كه در اواخر دوره قاجار برای احیای این معماری صورت گرفته بود و نزدیك بود به نتایج پرباری برسد اسیر نوعی انگاره شد كه اتفاقا از سمت معماری و شهرسازی بی‌هویت بین‌المللی آمده بود؛ بدیهی است وقتی قرار باشد از هویت ایرانی/اسلامی در معماری معاصر صحبت شود، تجلیل از معماری متعالی گذشته این سرزمین اولین نکته‌ای است که برای طرح و بررسی به ذهن هر اهل فنی متبادر می‌شود و البته آنچنان که کریستوفر الکساندر، نظریه‌پرداز شهیر معماری، بر‌ آن تاکید دارد هر بنا یا شهری تنها به میزانی حیات را تجربه می‌کند که به مفهوم «بی‌زمانی» [معماری غیرزمانمند] نزدیک شده باشد؛ راه بی‌زمان روندی است که نظم را با سیاقی غیر‌اکتسابی از ما برمی‌آورد و به تعالی سوق می‌دهد.


الکساندر در این رویکرد نخست پیشنهاد می‌کند که «کیفیت بی‌نام» را بشناسیم و این کیفیت را در بناها و شهرها از خلال درک هویت هر فضا [که حاصل تکرار مستمر الگوهای خاصی از رویدادها در آن مکان است] بازتولید کنیم. شناسایی زمینههای فرهنگی/اجتماعی در فرآگرد معماری مهم و الزامی است؛ این شناسایی مشتمل است بر درنظر گرفتن زمینههای اجتماعی و فرهنگی فرآیند طراحی، آموزش و درک جنبههای فرهنگی و اجتماعی فرد در فرآیند. انسانشناسی فرهنگی و روانشناسی اجتماعی فرم سهگانهای با طرح و چارچوب نظری و روانشناسی (متدولوژی) برقرار می‌کنند که سرسلسله هدایتگر آن نقد و خودانتقادی است در مقام بنیادی ترین ابزار برقراری ارتباطات در نفس طراحی و تعاملات و بازنماییهای بصری، همچنین بحث و تفسیر ماحصل.

طراحی مستلزم سطوح مختلف ارتباطی از جمله کلام، تصویر و فناوری است که در تفکر فرآگرد طراحی موثر هستند؛ درحالی‌که مصنوع نهایی [بخوانید بنا یا ساختمان] ناشی از تصمیمات انسانی است، ماهیت طراحی منعطف بوده، بهطور مدام در دست اکتشاف و تحول است. حوزههای نظری و روش‌شناختی (متدولوژیکی) مورد استفاده در پژوهش شامل بازهای وسیع از علوماجتماعی است که دارای چارچوبی از جمعآوری دادهها و تجزیه و تحلیل فرهنگی بوده، همچنین انسانشناسی فرهنگی و روانشناسی اجتماعی را در پی دارد. علاقه به تولید مصنوع، به اعتبار نتیجه، میل به ایجاد معناست [یا باید باشد] که بسته به سامانه‌های ارزشی/هنجاری، روابط و مفاهیم درک شده توسط فرد طراح/معمار شکل می‌گیرد. تصمیمگیریها در زمینه طراحی از طریق دانش و توجه به نیازهای مشتریان و کاربران است و توجه به شکل مصنوع، زیباشناسی، مواد و مصالح و تجارب طراح، منوط به فضای فرهنگی است. در فرآگرد و تصمیم‌گیری طراحی، میل به طبقه‌بندی محتوا به ساختارگرایی می‌انجامد زیرا برای دسته‌بندی هرچیزی هزاران صورت امکان‌پذیر است؛ نهایتا این امر اسباب ورود در دنیای واژه‌ها را فراهم می‌کند و کلیت ساختار به مفهوم‌پردازی می‌انجامد [یا باید بینجامد]. این‌جاست که معمار میانمایه گیج‌شده، در دیگ جوشان فرهنگها و عقاید به سرمنزل مفهومپردازی نمی‌رسد.

اگر زندگی در شهر را به دایرههایی تشبیه کنیم که نماینده مفاهیمی باشند مدام متغیر و شامل ارتباطات و وابستگیهای متقابل - این نگاه را نگارنده از تعبیر فرانتس کافکا از زندگی در پراگ دهه ۱۹۲۰، وام گرفته است- این دایرهها به نحوی مرتبط با نظریههای انسانشناسی مورد استفاده در مورد پیشزمینههای فرهنگی و اجتماعی است. با این چشم‌انداز نسبت به جهان -که جریان پیچیدهای از وجود انسان و فرهنگ وجود دارد که در توسعه محصول مصنوع تاثیر گذارند- معماری در واقع فضایی است که در این دایرهها محاط شده است. زندگی مردم توسط دایرهها احاطه شده و ابزار کار طراحان این دوایر هستند که به خلق نوآوری در فضای درون آن‌ها بپردازند. بنابراین تحقیقات در زمینه طراحی شامل کشف و درک روابط بین این فضاهای اندیشه‌ای و انعکاس آن‌ها در فرآیندهای تولید فضای مصنوع در معنایی متعالی است؛ پس در فرآگرد طراحی و آموزش طراحی، توجه به جنبههای اجتماعی و فرهنگی الزامی و مهم است. طراحی با فرهنگ انسانشناسانه، روانشناسی اجتماعی و شناخت اجتماعی (Cultural anthropology, social psychology and social cognition) در جهت بهدست آوردن نظریات جامع در فرآیند طراحی همراه است. معمار و البته مخاطب معماری هر دو باید بیاموزند که چگونه «فرزند زمان خویشتن باشند»* و با سادهکردن موضوع (simplification)، فرهنگ را بی واسطه -فرهنگی عاری از سیاستزدگی- درک کنند و در نهایت دریافتی مدبرانه، متعالی و همدلانه از شکل و قالب، جای نمایش‌زدگی را بگیرد؛ این امر شکل نمی‌گیرد مگر با حضور فعال و موثر ناقد در جایگاه راوی هدایتگر [سناریست].

* از بیانات حضرت امیر‌المومنین علی‌(ع)



بهرام هوشیاریوسفی


ارسال به دوستان
برچسب ها: معماری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: